آخرین بروزرسانی در ۲۷ آذر ۱۴۰۴ توسط Dr.Arman
تا به حال شده از شنیدن کلمهای که قبلاً خیلی «باحال» و پیشرو به نظر میرسید، ناگهان احساس ناخوشایندی پیدا کنید؟ درست مثل وقتی که پدربزرگها و مادربزرگها سعی میکنند از اصطلاحات امروزی نوجوانها استفاده کنند و تمام جذابیت آن کلمه را در یک لحظه از بین میبرند. حالا این اتفاق دقیقاً برای بزرگترین آرزوی دنیای تکنولوژی یعنی «هوش مصنوعی عمومی» (AGI) افتاده است؛ اصطلاحی که روزی نماد آینده بود و حالا مدیران بزرگ سیلیکونولی در حال فرار از آن هستند.
چرا این بحث همین حالا اهمیت دارد؟
برای سالها، رسیدن به AGI یا همان هوشی که بتواند هر کار فکری انسانی را انجام دهد، ستاره قطبی صنعت تکنولوژی بود. اما چرا ناگهان در ماههای اخیر، لحن مدیرانی مثل سام آلتمن یا تیمهای فنی گوگل تغییر کرده است؟ پاسخ در یک کلمه خلاصه میشود: «اشباع». وقتی یک کلمه بیش از حد در جلسات بازاریابی و تیترهای خبری تکرار میشود، معنای واقعی خود را از دست میدهد. امروزه، درک اینکه چرا برندسازی مجدد AGI در حال رخ دادن است، به شما کمک میکند تا پشت پرده رقابتهای تریلیون دلاری شرکتهای هوش مصنوعی را ببینید و فریب بازیهای کلامی را نخورید.
وقتی کلمات جادوی خود را از دست میدهند
داستان جالبی در دنیای مد و زبان وجود دارد؛ وقتی یک ترند به توده مردم میرسد، نخبگان آن حوزه بلافاصله به دنبال چیز جدیدی میگردند تا متمایز بمانند. در دنیای هوش مصنوعی، کلمه AGI که اولین بار در سال ۱۹۹۷ توسط مارک گوب رود مطرح شد، قرار بود تعریفکننده سیستمی باشد که از نظر پیچیدگی و سرعت با مغز انسان رقابت میکند. اما حالا که هر استارتاپ کوچکی ادعای ساخت AGI را دارد، این اصطلاح برای غولهایی که واقعاً در حال جابهجا کردن مرزها هستند، بیش از حد «عادی» و حتی کمی مضحک شده است.
ریشههای یک اصطلاح: از آزمایشگاه تا بیلبورد
شاید برایتان جالب باشد که بدانید اصطلاح «هوش مصنوعی عمومی» در ابتدا یک بحث کاملاً آکادمیک بود. دانشمندان میخواستند مرزی بین هوش مصنوعی «ضعیف» (مثل شطرنجبازها) و هوشی که بتواند مثل ما فکر کند، قائل شوند. اما با ورود سرمایههای کلان، این کلمه به یک ابزار بازاریابی قدرتمند تبدیل شد. شما حتماً بیانیههای شرکتهایی مثل OpenAI را دیدهاید که هدف خود را «ایجاد AGI برای نفع تمام بشریت» اعلام میکردند. اما حالا که فشار رگولاتورها زیاد شده و انتظارات عمومی به سقف رسیده، این شرکتها ترجیح میدهند از کلمات دقیقتر یا شاید «کمخطرتر» استفاده کنند.
چرا مدیران عامل از AGI فرار میکنند؟
من فکر میکنم یکی از دلایل اصلی این عقبنشینی، ترس از برآورده نشدن انتظارات است. وقتی شما به سرمایهگذاران قول AGI میدهید، آنها منتظر معجزه هستند. اما وقتی واقعیتِ تکنولوژی با محدودیتهای سختافزاری و دادهای روبهرو میشود، تغییر نام به اصطلاحاتی مثل «مدلهای استدلالگر» یا «نمایندههای هوشمند» (AI Agents)، راه فرار خوبی برای خریدن زمان بیشتر است. این یک استراتژی کلاسیک در سیلیکونولی است: وقتی نمیتوانی به قولت عمل کنی، نام قول را عوض کن!
فراتر از نامها: واقعیت چیست؟
بیایید صادق باشیم؛ برای من و شما که عاشق هوش مصنوعی هستیم، فرقی نمیکند که محصول نهایی را چه بنامند. آنچه اهمیت دارد، کارایی است. تغییر برند AGI نشاندهنده یک بلوغ در صنعت است. ما از مرحله «رویاپردازیهای کلی» به مرحله «کاربردهای دقیق» رسیدهایم. مدیران متوجه شدهاند که تعریف گوب رود از سیستمی که با مغز انسان رقابت میکند، بیش از حد انتزاعی است. آنها حالا به دنبال سیستمهایی هستند که بتوانند در دنیای واقعی ارزش اقتصادی خلق کنند، نه اینکه فقط در آزمونهای تئوریک پیروز شوند.
چگونه در این موج جدید هوشمندانه عمل کنیم؟
به عنوان کسی که اخبار این حوزه را دنبال میکند، نباید اجازه دهید تغییر کلمات شما را گیج کند. پیشنهاد من این است که به جای تمرکز روی کلمه AGI، به سه شاخص کلیدی توجه کنید: اول، توانایی مدل در حل مسائل کاملاً جدید که قبلاً در دادههای آموزشی ندیده است. دوم، میزان «عاملیت» یا توانایی انجام کارهای چندمرحلهای بدون دخالت انسان. و سوم، دقت استدلال در مسائل منطقی. اگر مدلی این سه ویژگی را داشت، دیگر فرقی نمیکند نامش را چه بگذارند؛ آن مدل همان چیزی است که ما سالها منتظرش بودیم.
سرمایهگذاری روی درک عمیق، نه کلمات کلیدی
اگر شما هم مثل من قصد دارید در این دنیای جدید به یک متخصص یا کاربر حرفهای تبدیل شوید، باید یاد بگیرید که «نویز» تبلیغاتی را فیلتر کنید. وقتی میشنوید شرکتی دیگر از لفظ AGI استفاده نمیکند، به این فکر کنید که آنها احتمالاً در حال تمرکز روی یک شاخه خاص و پولسازتر هستند. دنیای تکنولوژی همیشه به دنبال واژه بعدی (Next Big Thing) میگردد. شاید فردا کلمه محبوب «هوش فوقالعاده» یا چیزی کاملاً متفاوت باشد. آمادگی برای این تغییرات ذهنی، شما را از ۹۰ درصد کاربران معمولی جلوتر میاندازد.
آیا این پایان یک رویاست؟
در نهایت، باید بگویم که برندسازی مجدد AGI به معنای مرگ این ایده نیست، بلکه به معنای واقعیتر شدن آن است. ما در حال عبور از دوران «اصطلاحات دهانپرکن» به دوران «ابزارهای کارآمد» هستیم. درست مثل زمانی که اینترنت از یک واژه عجیب و غریب به بخشی جداییناپذیر از زندگی ما تبدیل شد و دیگر کسی درباره «بزرگراه اطلاعاتی» صحبت نکرد. هوش مصنوعی عمومی هم در حال طی کردن همین مسیر است: تبدیل شدن از یک تیتر جذاب به یک واقعیت روزمره که دیگر نیازی به نامگذاریهای پرزرق و برق ندارد.
نظر شما چیست؟ فکر میکنید کلمه بعدی که جایگزین AGI میشود چه خواهد بود؟ آیا شما هم از تکرار بیش از حد این کلمات خسته شدهاید؟ در دنیایی که تکنولوژی با این سرعت پیش میرود، شاید بهترین کار این باشد که به جای نامها، به نتایج خیره شویم.
منبع:
https://www.theverge.com/ai-artificial-intelligence/845890/ai-companies-rebrand-agi-artificial-general-intelligence

مطالب مرتبط