آخرین بروزرسانی در ۲۳ بهمن ۱۴۰۴ توسط Dr.Arman
تصور کنید یک تیم نسبتاً گمنام در چین، مدلی را منتشر کند که تنها در چند روز، یک تریلیون دلار از ارزش بازار بورس آمریکا را دود کند و به هوا بفرستد. این یک داستان تخیلی از فیلمهای علمی-تخیلی نیست؛ این واقعیت تکاندهندهای است که با انتشار مدل DeepSeek R1 رخ داد. در دنیای «اخبار داغ» تکنولوژی، دیگر همه نگاهها به کالیفرنیا و دره سیلیکون نیست؛ بلکه حالا همه به شرق خیره شدهاند تا ببینند حرکت بعدی اژدهای چینی چیست.
چرا این اتفاق همین حالا برای شما مهم است؟
شاید بپرسید چرا باید به عنوان یک علاقهمند به هوش مصنوعی، نگران مدلهای چینی باشید؟ پاسخ ساده است: چون این مدلها با هزینهای ناچیز، همان کیفیتی را به شما میدهند که غولهایی مثل OpenAI برایش مبالغ هنگفتی طلب میکنند. برای اولین بار در تاریخ هوش مصنوعی، دسترسی به قدرتهای برتر (Frontier AI) به این اندازه گسترده و ارزان نشده بود. ما درباره مدلی مثل Kimi K2.5 صحبت میکنیم که عملکردی نزدیک به Claude Opus دارد، اما با قیمتی معادل یکهفتم آن!
این تحول فقط درباره قیمت نیست؛ بلکه درباره «آزادی» است. برخلاف مدلهای بسته آمریکایی مثل ChatGPT که شما فقط میتوانید با آنها چت کنید و هیچ ایدهای ندارید که پشت پرده چه میگذرد، چینیها در حال انتشار «وزنهای مدل» (Model Weights) خود هستند. این یعنی شما میتوانید آنها را دانلود کنید، تغییر دهید و روی سیستم شخصی خودتان اجرا کنید. این دقیقاً همان جایی است که نوآوری واقعی شروع میشود و استانداردهای آینده جهان نوشته میشود.
داستان دیپسیک؛ وقتی که یک نام کوچک، بازار بزرگ را لرزاند
وقتی DeepSeek مدل R1 را در اوایل سال ۲۰۲۵ عرضه کرد، شوک اولیه فقط به خاطر منشأ چینی آن نبود. شوک واقعی زمانی بود که توسعهدهندگان فهمیدند این مدل استدلالی (Reasoning Model) پابهپای بهترین سیستمهای آزمایشگاههای ایالات متحده حرکت میکند. اما نکته طلایی جای دیگری بود: توزیع رایگان و متنباز تحت لیسانس MIT. یعنی هر کسی در هر جای دنیا میتوانست آن را بررسی و پیادهسازی کند.
در عرض چند روز، DeepSeek جای ChatGPT را به عنوان محبوبترین اپلیکیشن رایگان در اپاستور آمریکا گرفت. این موضوع فراتر از محافل برنامهنویسی رفت و مستقیماً به بازارهای مالی ضربه زد. ریزش شدید سهام شرکتهای فناوری بزرگ آمریکا نشان داد که جهان متوجه یک واقعیت شده است: چین دیگر فقط یک دنبالکننده نیست؛ او حالا در حال دیکته کردن قوانین بازی است. تیمی که از یک صندوق پوشش ریسک کمی (Quantitative Hedge Fund) منشعب شده بود، حالا به نماد قدرت هوش مصنوعی تبدیل شده است.
استراتژی متنباز؛ سریعترین راه برای بستن شکافها
تصمیم چین برای تکیه بر استراتژی متنباز (Open Source) اصلاً تصادفی نبود. چین دومین تمرکز بزرگ استعدادهای هوش مصنوعی را بعد از آمریکا در اختیار دارد. پس از اینکه ChatGPT دنیا را تکان داد، صنعت تکنولوژی چین به یک خودشناسی رسید. آنها متوجه شدند که برای رسیدن به پیشروها، بهترین راه، متحد کردن توسعهدهندگان، گسترش سریع پذیرش مدلها و تعیین استانداردهای جدید از طریق متنباز است.
الکس چنگلین وو، مدیرعامل شرکت Atoms، میگوید: «سی سال پیش، هیچ چینی باور نمیکرد که بتواند در مرکز نوآوری جهانی باشد. اما دیپسیک ثابت کرد که با استعداد فنی قوی و فرهنگ سازمانی درست، میتوان کارهای کلاس جهانی انجام داد.» این اعتماد به نفس به کل صنعت تزریق شده است. دیگر بحث بر سر کپیبرداری نیست؛ بحث بر سر رهبری است.
خانواده Qwen؛ پادشاه جدید دنیای دانلودها
شاید جالب باشد بدانید که مدلهای Qwen متعلق به شرکت علیبابا، حالا از مدلهای معروف Llama شرکت متا در تعداد دانلودهای تجمعی پیشی گرفتهاند. بر اساس گزارشهای سایت Hugging Face، خانواده Qwen در سالهای ۲۰۲۵ و ۲۰۲۶ پردانلودترین سری مدلها بوده است. این یعنی قلب تپنده بسیاری از پروژههای هوش مصنوعی که امروز در دنیا ساخته میشوند، چینی است.
برخلاف بسیاری از شرکتها که فقط یک مدل بزرگ عرضه میکنند، علیبابا استراتژی تنوع را در پیش گرفته است. آنها مدلهایی دارند که روی یک لپتاپ معمولی اجرا میشوند و در عین حال مدلهای غولپیکری برای دیتاسنترها ساختهاند. این تنوع باعث شده که Qwen به انتخاب اول برای «ریمیکس» کردن مدلها تبدیل شود. آمارهای اخیر نشان میدهد که بیش از ۴۰ درصد از مدلهای مشتق شده جدید در دنیای هوش مصنوعی، بر پایه Qwen ساخته شدهاند، در حالی که سهم Llama به حدود ۱۵ درصد کاهش یافته است.
چرا مدلهای کوچکتر و تخصصیتر برنده میشوند؟
یکی از بزرگترین محدودیتها در دنیای هوش مصنوعی، مصرف انرژی و قدرت پردازشی (Compute) است. دانشمندان چینی مثل لیو ژییوآن از دانشگاه تسینگهوا معتقدند که آینده در دست مدلهای کوچک و بهینه است. هدف این است که هوش مصنوعی بتواند به صورت محلی روی گوشیهای موبایل، ماشینها و گجتهای پوشیدنی اجرا شود بدون اینکه نیاز به اینترنت یا سرورهای گرانقیمت داشته باشد.
اینجاست که بحث مدلهای تخصصی داغ میشود. به جای یک مدل که ادعا میکند همه چیز را میداند، ما شاهد مدلهایی هستیم که در کدنویسی، پزشکی یا حتی تولید موسیقی تخصص دارند. برای مثال، شرکت Ubiquant مدلی را منتشر کرده که منحصراً برای استدلالهای پزشکی طراحی شده است. این رویکرد باعث میشود هوش مصنوعی در کارهای واقعی، بسیار دقیقتر و سریعتر از مدلهای عمومی عمل کند.
عامل نفوذ در قلب سیلیکون ولی
شاید باورتان نشود، اما طبق گفتههای شرکای ارشد در شرکت سرمایهگذاری معروف Andreessen Horowitz، حدود ۸۰ درصد از استارتاپهایی که با تکنولوژیهای متنباز کار میکنند، در حال استفاده از مدلهای چینی هستند. این یک تغییر پارادایم بزرگ است. دادههای پلتفرم OpenRouter نیز نشان میدهد که استفاده از مدلهای چینی از تقریباً صفر در اواخر ۲۰۲۴ به حدود ۳۰ درصد در هفتههای اخیر رسیده است.
تقاضا برای این مدلها در آمریکا، هند، ژاپن، برزیل و بریتانیا به شدت در حال افزایش است. این یعنی زیرساخت هوش مصنوعی جهان در حال تغییر است. حتی اگر فشارهای سیاسی و محدودیتهای صادراتی وجود داشته باشد، کدهای متنباز راه خود را از میان مرزها پیدا میکنند. به قول مدیرعامل آنتروپیک، محدودیتهای صادراتی راهی برای فرار از رقابت نیست؛ شرکتهای آمریکایی برای پیروزی باید صرفاً مدلهای بهتری بسازند.
ارزش عملی برای شما: چگونه از این موج استفاده کنید؟
اگر شما به عنوان یک توسعهدهنده یا علاقهمند میخواهید از این فرصت استفاده کنید، چند قدم عملی وجود دارد که باید در نظر بگیرید. اول اینکه به سراغ مدلهای متنباز چینی مثل Qwen یا DeepSeek بروید. این مدلها به دلیل ساختار بهینه، هزینه اجرای بسیار پایینی دارند و برای پروژههای شخصی یا شرکتی کوچک فوقالعاده هستند.
دوم، از ابزارهایی مثل OpenClaw استفاده کنید. این ابزارها به شما اجازه میدهند هوش مصنوعی را به عنوان یک «ایجنت» (Agent) در اختیار بگیرید تا کارهای خستهکننده شما مثل چک کردن ایمیلها یا مدیریت تسکها را به صورت ۲۴ ساعته انجام دهد. جالب است بدانید که در تستهای اخیر، مدل K2.5 شرکت Kimi در این ابزارها حتی از Claude Opus هم پیشی گرفته است. این یعنی شما با هزینه کمتر، قدرت بیشتری در اختیار دارید.
آیندهای که همین حالا شروع شده است
وابستگی متقابل دنیای هوش مصنوعی چیزی نیست که به سادگی از بین برود. مدلهای چینی هنوز برای آموزش به پردازندههای انویدیا نیاز دارند و استعدادها مدام بین مرزها در حال حرکت هستند. اما یک چیز قطعی است: دوران انحصار مدلهای گرانقیمت و بسته به پایان رسیده است. ما در حال ورود به عصری هستیم که در آن «متنباز بودن» نه تنها یک انتخاب، بلکه یک ضرورت استراتژیک و فرهنگی است.
در نهایت، مهم نیست که مدل هوش مصنوعی در کجا ساخته شده است؛ مهم این است که چگونه به شما کمک میکند تا مشکلات بزرگتر را حل کنید و خلاقتر باشید. چین با باز کردن درهای مدلهای خود، جهان را به رقابتی دعوت کرده که برنده نهایی آن، کاربران و توسعهدهندگانی هستند که به دنبال کارایی و تخصص میگردند. آیا شما آمادهاید تا از این ابزارهای جدید در پروژههای بعدی خود استفاده کنید؟
منبع:
https://www.technologyreview.com/2026/02/12/1132811/whats-next-for-chinese-open-source-ai/

مطالب مرتبط