جنجال Seedance 2.0؛ آیا هوش مصنوعی ساخت فیلم هالیوود را می‌بلعد؟

امتیاز دهید post

آخرین بروزرسانی در ۲۸ بهمن ۱۴۰۴ توسط Dr.Arman

تصور کنید در حال گشت‌وگذار در شبکه‌های اجتماعی هستید و ناگهان با ویدیویی روبه‌رو می‌شوید که در آن تام کروز و برد پیت در صحنه‌ای حماسی با هم مبارزه می‌کنند؛ صحنه‌ای که می‌دانید هرگز ساخته نشده است. یا شاید میکی‌ماوس و باب‌اسفنجی را ببینید که در موقعیت‌هایی کاملاً غیرمنتظره ظاهر می‌شوند. این قدرت و در عین حال وحشتِ دنیای جدید هوش مصنوعی ساخت فیلم است که این روزها بایت‌دنس، مالک تیک‌تاک، را در مرکز یک طوفان حقوقی بزرگ قرار داده است.

چرا جنجال بایت‌دنس همین حالا برای شما مهم است؟

اگر از علاقه‌مندان به دنیای تکنولوژی باشید، می‌دانید که سرعت پیشرفت ابزارهای تولید ویدیو با هوش مصنوعی فراتر از تصور است. اما اتفاقی که با عرضه نسخه دوم ابزار Seedance رخ داد، مرزهای اخلاق و قانون را جابه‌جا کرد. بایت‌دنس متهم شده که از نمادین‌ترین شخصیت‌های سینمایی هالیوود مثل یک «کلیپ‌آرت رایگان» استفاده کرده است. این موضوع فقط یک دعوای حقوقی ساده بین چند شرکت نیست؛ بلکه نبردی است بر سر اینکه چه کسی مالک خلاقیت در آینده خواهد بود و آیا هوش مصنوعی قرار است جایگزین هنرمندان شود یا ابزاری در دست آن‌ها باشد.

وقتی غول‌های هالیوود شمشیر را از رو می‌بندند

داستان از جایی شروع شد که کاربران نسخه جدید Seedance 2.0 شروع به انتشار ویدیوهایی کردند که در آن‌ها شخصیت‌های دیزنی، پارامونت و سونی بدون هیچ مجوزی حضور داشتند. دیزنی که به شدت روی کپی‌رایت شخصیت‌هایش حساس است، در نامه‌ای تند و تیز، این اقدام بایت‌دنس را یک «شبیخون مجازی» (Virtual Smash-and-Grab) نامید. آن‌ها مدعی هستند که بایت‌دنس عمداً اجازه داده تا این ابزار از دارایی‌های فکری آن‌ها برای اهداف تجاری خود استفاده کند.

نکته جالب اینجاست که دیزنی با هوش مصنوعی دشمنی مطلق ندارد. آن‌ها همین چند وقت پیش قراردادی یک میلیارد دلاری با OpenAI بستند تا از ابزار Sora برای بازسازی ۲۰۰ شخصیت خود استفاده کنند. اما تفاوت در «احترام و اجازه» است. بایت‌دنس متهم شده که بدون هیچ قراردادی، شخصیت‌هایی مثل دارت ویدر و باب‌اسفنجی را در اختیار هوش مصنوعی خود قرار داده تا هر کاربری بتواند با آن‌ها محتوا بسازد.

عقب‌نشینی استراتژیک یا اشتباهی ناخواسته؟

پس از فشارهای شدید قانونی از سوی هالیوود و حتی آغاز تحقیقات رسمی توسط وزیر هوش مصنوعی ژاپن برای محافظت از شخصیت‌های انیمه، بایت‌دنس بیانیه‌ای صادر کرد. آن‌ها اعلام کردند که در حال اضافه کردن سپرهای حفاظتی (Safeguards) هستند تا جلوی تولید غیرمجاز شخصیت‌های مشهور و جعل عمیق (Deepfake) سلبریتی‌ها را بگیرند. اما آیا این واقعاً یک اشتباه فنی بود؟

برخی تحلیلگران تکنولوژی، مانند روی ما (Rui Ma)، معتقدند این یک حرکت کاملاً حساب‌شده بوده است. بایت‌دنس احتمالاً می‌دانسته که ایجاد چنین جنجالی، بهترین راه برای نشان دادن قدرت فنی ابزار جدیدش به دنیاست. به عبارت دیگر، آن‌ها از خشم هالیوود به عنوان یک بیلبورد تبلیغاتی رایگان استفاده کردند تا به همه نشان دهند Seedance 2.0 چقدر در بازسازی واقع‌گرایانه چهره‌ها و محیط‌ها توانمند است.

حمله به قلب تپنده خلاقیت: صدای بازیگران

فقط استودیوها شاکی نیستند؛ صنف بازیگران (SAG-AFTRA) نیز به شدت برافروخته است. شان آستین، بازیگر نقش «سم‌وایز گمجی» در ارباب حلقه‌ها، نمونه بارز این قربانیان است. ویدیویی از او منتشر شد که دیالوگ‌هایی را می‌گفت که هرگز در واقعیت به زبان نیاورده بود. این دقیقاً همان چیزی است که هنرمندان را می‌ترساند: از دست دادن کنترل بر چهره و صدای خودشان.

انجمن‌های صنفی می‌گویند این یک «حمله به تمام سازندگان در سراسر جهان» است. آن‌ها معتقدند که جایگزین کردن تلاش‌های انسانی با محتوای ماشینی که از روی کارهای قبلی آن‌ها دزدیده شده، تخریب‌گر فرهنگ است. برای شما که به عنوان یک کاربر از هوش مصنوعی استفاده می‌کنید، این یک زنگ خطر است که بدانید مرز بین الهام گرفتن و سرقت در دنیای دیجیتال چقدر باریک شده است.

آیا دوران هالیوود به پایان رسیده است؟

در میان این هیاهو، رت ریس (Rhett Reese)، نویسنده فیلم ددپول، نظر عجیبی داد. او با دیدن ویدیوهای ساخته شده توسط Seedance 2.0 در شبکه اجتماعی X نوشت: «احتمالاً کار ما تمام است.» او معتقد است که به زودی یک نفر با استعداد کریستوفر نولان، اما بدون نیاز به عوامل فیلمبرداری و بودجه‌های کلان، می‌تواند در اتاق خواب خود فیلمی بسازد که با تولیدات بزرگ هالیوود برابری کند.

اما آیا واقعاً به همین سادگی است؟ منتقدان سرسخت هوش مصنوعی مثل رید سوتن، هنرمند مفهوم‌ساز سینما، به شدت با این ایده مخالفند. او می‌گوید نولان به این دلیل نولان شده که سال‌ها تلاش کرده و مسیرهای سخت را طی کرده است. هوش مصنوعی فقط یک ابزار خودکارسازی است که میان‌بر می‌زند. اما آیا می‌توان با میان‌بر زدن، به عمق هنری دست یافت؟

تجربه‌ای که هنوز کامل نیست: درس‌هایی برای ما

شاید جالب باشد بدانید که دارن آرونوفسکی، کارگردان مشهور، اخیراً سعی کرد یک مستند درام تاریخی را با هوش مصنوعی بسازد، اما نتیجه با انتقادات تندی روبه‌رو شد و بسیاری آن را «زباله هوش مصنوعی» نامیدند. گزارش‌ها نشان می‌دهد که برای تولید تنها چند دقیقه ویدیوی قابل استفاده، تیم او هفته‌ها وقت صرف کرده است. این نشان می‌دهد که هوش مصنوعی ساخت فیلم هنوز تا تبدیل شدن به یک جایگزین کامل برای سینمای انسانی فاصله زیادی دارد.

نکته مهم دیگری که بایت‌دنس از افشای آن خودداری می‌کند، منبع داده‌های آموزشی است. هیچ‌کس نمی‌داند Seedance 2.0 روی چه ویدیوهایی آموزش دیده است. آیا فیلم‌های یوتیوب شما یا ویدیوهای شخصی تیک‌تاک هم جزو این داده‌ها بوده‌اند؟ این عدم شفافیت، بزرگترین علامت سوال برای آینده این ابزارهاست.

چگونه از هوش مصنوعی اخلاقی استفاده کنیم؟

به عنوان کسی که عاشق دنیای هوش مصنوعی است، شما می‌توانید از این جنجال‌ها درس‌های بزرگی بگیرید. اول اینکه بدانید کپی‌رایت در دنیای جدید جدی‌تر از همیشه خواهد بود. اگر از ابزارهای تولید تصویر یا ویدیو استفاده می‌کنید، سعی کنید به جای بازسازی شخصیت‌های موجود، به دنبال خلق دنیاهای کاملاً جدید باشید. این نه تنها شما را از دردسرهای قانونی دور نگه می‌دارد، بلکه ارزش هنری کارتان را هم بالاتر می‌برد.

دوم، به یاد داشته باشید که هوش مصنوعی یک دستیار است، نه یک کارگردان. بهترین خروجی‌ها زمانی به دست می‌آیند که شما دید هنری خود را به ماشین دیکته کنید، نه اینکه فقط دکمه تولید را بزنید و منتظر معجزه بمانید. برای ماندگار شدن در این بازار پر تلاطم، باید چیزی فراتر از «پرومپت‌نویسی» بلد باشید؛ باید مبانی نور، ترکیب‌بندی و داستان‌گویی را بشناسید.

آینده در دستان چه کسی خواهد بود؟

ما در میانه یک انقلاب هستیم. بایت‌دنس شاید با فشار قانونی مجبور به عقب‌نشینی شود، اما غولی که از چراغ جادو خارج شده، دیگر به داخل باز نمی‌گردد. هوش مصنوعی به زودی بخشی جدایی‌ناپذیر از سینما خواهد بود، اما احتمالاً به شکلی که حقوق مادی و معنوی انسان‌ها در آن حفظ شود.

شما چه فکر می‌کنید؟ آیا ترجیح می‌دهید فیلمی ببینید که تماماً توسط هوش مصنوعی و بر اساس سلیقه شخصی شما ساخته شده، یا هنوز هم به دنبال آن جادوی انسانی هستید که فقط از همکاری هزاران نفر در یک استودیوی فیلمسازی به وجود می‌آید؟ نظرات خود را با ما به اشتراک بگذارید و اگر این مطلب برایتان جذاب بود، آن را برای دوستان عشق تکنولوژی‌تان بفرستید!

منبع:

https://arstechnica.com/tech-policy/2026/02/bytedance-backpedals-after-seedance-2-0-turned-hollywood-icons-into-ai-clip-art/

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *