پیشگویان دیجیتال؛ آیا هوش مصنوعی واقعاً آینده ما را کنترل می‌کند؟

امتیاز دهید post

آخرین بروزرسانی در ۳۰ بهمن ۱۴۰۴ توسط Dr.Arman

انسان بودن، در بنیادی‌ترین سطح خود، به معنای پیشگو بودن است. ما مدام در حال حدس زدن هستیم؛ از پیش‌بینی وضع هوا برای چیدن برنامه پیک‌نیک گرفته تا حدس زدن واکنش دوستمان به یک خبر خاص. اما امروز، کاربردهای هوش مصنوعی این غریزه بقا را به ابزاری فوق‌العاده پیچیده تبدیل کرده‌اند که فراتر از درک لحظه‌ای ماست. آیا تا به حال فکر کرده‌اید که چرا دقیقاً همان تبلیغی را می‌بینید که چند لحظه پیش در ذهن‌تان بود؟

چرا این موضوع همین حالا برای شما حیاتی است؟

ما در دریایی از پیش‌بینی‌ها غرق شده‌ایم که آنقدر گسترده و بی‌وقفه هستند که دیگر حتی متوجه‌شان نمی‌شویم. همین حالا که این کلمات را می‌خوانید، الگوریتم‌هایی در سرورهای دوردست در حال حدس زدن حرکت بعدی شما هستند. این لایه پیش‌بین، که به صورت نامرئی بر زندگی ما سایه افکنده، توسط شرکت‌هایی مدیریت می‌شود که هدف اولشان سودآوری است. درک این موضوع که این سیستم‌ها چگونه کار می‌کنند، دیگر فقط یک بحث فنی نیست؛ بلکه بحثی درباره آزادی اراده و آینده‌ ماست.

ماشین‌هایی که با نگاه به گذشته، برای شما تصمیم می‌گیرند

شاید شنیده باشید که هوش مصنوعی از طریق «یادگیری نظارت‌شده» کار می‌کند. اما بیایید این موضوع را ساده‌تر بررسی کنیم. ماکسی‌میلیان کاسی، اقتصاددان آکسفورد، در کتاب جدیدش توضیح می‌دهد که اکثر پیش‌بینی‌های زندگی ما بر اساس تحلیل آماری الگوها در مجموعه‌داده‌های بزرگ است. این یعنی ماشین با نگاه به گذشته‌ هزاران نفر دیگر، حدس می‌زند که آیا شما قسط وام‌تان را می‌دهید، در شغل جدیدتان موفق می‌شوید یا حتی آیا در خانه‌تان در امان خواهید بود یا خیر.

نکته ترسناک اینجاست که این پیش‌بینی‌ها صرفاً حدس و گمان نیستند؛ آن‌ها در حال شکل دادن به واقعیت هستند. وقتی یک الگوریتم تصمیم می‌گیرد شما واجد شرایط استخدام نیستید چون احتمال می‌دهید در آینده درگیر مسئولیت‌های خانوادگی شوید، او فقط پیش‌بینی نکرده، بلکه یکی از مسیرهای احتمالی زندگی شما را مسدود کرده است. این همان دنیای ابزاری‌شده‌ای است که کاسی از آن هشدار می‌دهد؛ جایی که احتمالات زندگی انسان‌ها قبل از وقوع، قضاوت می‌شوند.

وقتی سود شرکت‌ها بر سرنوشت شما مقدم می‌شود

بسیاری از طرفداران متعصب تکنولوژی، تبعیض‌های الگوریتمی را «عوارض ناخواسته» می‌نامند. اما کاسی معتقد است این دقیقاً همان شکلی است که سیستم برای آن طراحی شده است. اگر الگوریتمی در شبکه‌های اجتماعی محتوای خشم‌برانگیز را به شما نشان می‌دهد تا کلیک بیشتری بگیرید، این یک خطا نیست؛ این یک استراتژی برای به حداکثر رساندن سود تبلیغاتی است. به زبان ساده، آنچه برای تراز مالی یک شرکت خوب است، لزوماً برای سلامت روان یا فرصت‌های شغلی شما خوب نیست.

من به عنوان کسی که عاشق دنیای تکنولوژی هستم، گاهی از خودم می‌پرسم: آیا راهی برای اصلاح این مسیر وجود دارد؟ کاسی معتقد است صرفاً با عادلانه‌تر کردن الگوریتم‌ها چیزی درست نمی‌شود. چرا؟ چون داده‌های گذشته ذاتا دارای تعصبات انسانی هستند. راه حل او، کنترل دموکراتیک بر «ابزارهای پیش‌بینی» است؛ یعنی داده‌ها و زیرساخت‌های فنی باید تحت نظارت عمومی و نهادهای جمعی باشند تا از تبدیل شدن مغز ما به «خمیر دیجیتال» جلوگیری شود.

عقلانیت ریاضی؛ آیا ما شبیه کامپیوترها شده‌ایم؟

بنجامین رخت، استاد دانشگاه برکلی، جنبه دیگری از این ماجرا را باز می‌کند. او می‌گوید ما دچار نوعی ایدئولوژی شده‌ایم که او آن را «عقلانیت ریاضی» می‌نامد. از زمان جنگ جهانی دوم، این باور شکل گرفت که بهترین تصمیمات، آن‌هایی هستند که بر اساس احتمالات آماری و بهینه‌سازی گرفته می‌شوند. حالا ما به جایی رسیده‌ایم که فکر می‌کنیم اگر مثل کامپیوترها فکر نکنیم و تمام سود و زیان‌ها را نسنجیم، آدم‌های بی‌منطقی هستیم.

اما بیایید صادق باشیم؛ آیا بزرگترین پیشرفت‌های بشر محصول بهینه‌سازی آماری بوده‌اند؟ رخت یادآوری می‌کند که ما بدون داشتن سیستم‌های پیچیده تصمیم‌گیری ماشینی، آنتی‌بیوتیک‌ها را کشف کردیم، نظریه نسبیت را ساختیم و دموکراسی‌های مدرن را بنا نهادیم. شهود، اخلاق و قضاوت انسانی چیزهایی هستند که در هیچ فرمول ریاضی نمی‌گنجند و دقیقاً همین‌ها هستند که ما را از ماشین‌ها متمایز می‌کنند.

پیش‌بینی یا آهن‌ربایی برای جذب واقعیت؟

کاریسا ولیز، فیلسوف دانشگاه آکسفورد، نگاهی عمیق‌تر دارد. او معتقد است پیش‌بینی‌ها مثل آهن‌ربا عمل می‌کنند؛ آن‌ها واقعیت را به سمت خود خم می‌کنند تا محقق شوند. وقتی یک شرکت بزرگ پیش‌بینی می‌کند که تکنولوژی خاصی در دو سال آینده همه‌گیر می‌شود، تمام منابعش را صرف آن می‌کند تا این اتفاق بیفتد. در واقع، پیش‌بینی آن‌ها به دلیلی برای وقوع آن تبدیل می‌شود.

این موضوع در مورد زندگی شخصی ما هم صدق می‌کند. وقتی هوش مصنوعی به ما می‌گوید چه بپوشیم، چه بخریم یا با چه کسی ارتباط بگیریم، در واقع در حال صادر کردن یک دستور غیرمستقیم است. اگر ما بر اساس این پیش‌بینی‌ها عمل کنیم، در حال اطاعت کردن هستیم. ولیز می‌گوید پیش‌بینی‌ها در جوامع مدرن، ابزاری برای قدرت و کنترل هستند. هر چقدر یک جامعه بیشتر به پیش‌بینی وابسته باشد، تمایل بیشتری به اقتدارگرایی پیدا می‌کند.

چگونه در دنیای پیش‌بینی‌ها، معمار سرنوشت خود باقی بمانیم؟

شاید بپرسید: «خب، حالا من چه کاری می‌توانم انجام دهم؟» اولین قدم، آگاهی است. وقتی می‌دانید که توصیه‌های یوتیوب یا تبلیغات اینستاگرام صرفاً حدس‌هایی برای پول‌سازی هستند، می‌توانید با آگاهی بیشتری آن‌ها را نادیده بگیرید. در اینجا چند گام عملی برای شما وجود دارد:

  • به شهود خود اعتماد کنید: همیشه لازم نیست برای هر تصمیمی به داده‌ها و امتیازهای آنلاین تکیه کنید. گاهی انتخابی که «منطقی» به نظر نمی‌رسد، همان چیزی است که به آن نیاز دارید.
  • الگوها را بشکنید: الگوریتم‌ها بر اساس رفتارهای گذشته شما، آینده‌تان را حدس می‌زنند. با امتحان کردن چیزهای کاملاً جدید و غیرمنتظره، ردیاب‌های دیجیتال را به چالش بکشید.
  • از حریم خصوصی خود دفاع کنید: داده‌های شما سوخت ماشین‌های پیش‌بینی هستند. استفاده از ابزارهای محافظت از حریم خصوصی، قدرت این آهن‌رباهای دیجیتال را کم می‌کند.

سخن پایانی: شما یک عدد نیستید

تکنولوژی سرنوشت محتوم ما نیست. ما انسان‌ها هستیم که آن را می‌سازیم و انتخاب می‌کنیم که چگونه از آن استفاده کنیم. اگرچه کاربردهای هوش مصنوعی در پیش‌بینی آینده می‌تواند جذاب و حتی مفید باشد، اما نباید اجازه دهیم این ابزارها جایگزین اراده و خلاقیت ما شوند. زیباترین بخش زندگی، غیرقابل پیش‌بینی بودن آن است.

به یاد داشته باشید، دفعه بعد که یک الگوریتم به شما گفت چه کاری انجام دهید، می‌توانید به سادگی خلاف آن را ثابت کنید. آیا حاضرید امروز یک تصمیم کاملاً غیرمنتظره بگیرید و پیش‌گویان دیجیتال را غافلگیر کنید؟ نظرات خود را درباره تجربه‌تان از پیش‌بینی‌های عجیب هوش مصنوعی با ما در میان بگذارید!

منبع:

https://www.technologyreview.com/2026/02/18/1132579/robots-predict-future-book-review/

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *