آخرین بروزرسانی در ۵ اسفند ۱۴۰۴ توسط Dr.Arman
تصور کنید تمام روز، هزاران بار یک در مایکروویو را باز و بسته کنید، آن هم در حالی که یک لباس رباتیک سنگین و هدست واقعیت مجازی به تن دارید. این صحنهای از یک فیلم ترسناک یا سریال «آینه سیاه» نیست، بلکه تازهترین اخبار و واقعیتهای دنیای تکنولوژی است که نشان میدهد هوش مصنوعی آنقدرها هم که غولهای سیلیکونولی ادعا میکنند، «خودکار» نیست. ما همیشه فکر میکردیم رباتها قرار است ما را از کارهای تکراری نجات دهند، اما حالا به نظر میرسد این ما هستیم که به بردگان آموزشی آنها تبدیل شدهایم.
چرا این بحث همین حالا اهمیت دارد؟
شاید شنیده باشید که جنرال موتورز یا انویدیا از عصر «هوش مصنوعی فیزیکی» صحبت میکنند. جنسی هوانگ، مدیرعامل انویدیا، معتقد است که ما از مرحله چتباتها عبور کردهایم و حالا نوبت ماشینهایی است که میتوانند در دنیای واقعی حرکت کنند، ظرفها را بچینند یا در کارخانهها کار کنند. اما یک مشکل بزرگ وجود دارد: پشت این نمایشهای خیرهکننده، هزاران ساعت کار انسانی پنهان شده است که هیچکس درباره آن حرفی نمیزند. اگر شما هم مثل من عاشق دنیای هوش مصنوعی هستید، باید بدانید که درک تفاوت بین «هوش ماشینی» و «کار پنهان انسانی» مرز بین حقیقت و فریب در سالهای آینده خواهد بود.
انسانهایی در لباس ماشین: بردهداری نوین دیتا؟
بگذارید داستانی را برایتان تعریف کنم که شاید مو به تنتان سیخ کند. در شانگهای، کارگری مجبور شده یک هفته تمام در یک اسکلت فلزی زندگی کند تا فقط به ربات کنار دستش یاد بدهد چطور در مایکروویو را باز کند. این یعنی ما حرکات بدنمان را، یعنی ظریفترین بخش انسانیمان را، به کدهایی تبدیل میکنیم تا ماشینها را تغذیه کنیم. درست همانطور که کلمات ما در اینترنت خوراک مدلهای زبانی مثل ChatGPT شدند، حالا حرکات دست و پای ما در حال بلعیده شدن توسط شرکتهای رباتیک است.
شرکت «فیگور» (Figure) اخیراً قراردادی بسته تا در هزاران واحد مسکونی، دادههای مربوط به کارهای روزمره خانه را جمعآوری کند. یعنی هر بار که شما در خانهتان لباسی را تا میکنید یا لیوانی را جابهجا میکنید، ممکن است در حال تولید دیتای آموزشی برای رباتی باشید که قرار است در آینده جایگزین خودتان شود. این یک معامله دو سر باخت به نظر میرسد؛ ما کار میکنیم تا یاد بدهیم چطور دیگر به کار ما نیازی نباشد، بدون اینکه سهم عادلانهای از این ثروت عظیم داشته باشیم.
دروغی به نام خودمختاری کامل
یکی از جذابترین (و شاید ترسناکترین) بخشهای رباتیک، مفهومی به نام «تلهاپریشن» یا هدایت از راه دور است. شرکتهایی مثل 1X رباتهایی به نام Neo ساختهاند که قرار است بهزودی وارد خانههای مردم شوند. اما مدیرعامل این شرکت صادقانه اعتراف کرده که رباتهایشان همیشه قرار نیست خودشان فکر کنند. اگر ربات در باز کردن زیپ لباس شما گیر کند، یک نفر در دفتری در کالیفرنیا، از طریق دوربینهای ربات، کنترل دستهای آن را به دست میگیرد و مشکل را حل میکند.
حالا تصور کنید شما در اتاق خوابتان هستید و یک اپراتور انسانی که کیلومترها دورتر نشسته، از طریق چشمهای ربات شخصی شما، در حال تماشای خصوصیترین لحظات زندگیتان است. بله، آنها میگویند اجازه میگیرند، اما آیا حریم خصوصی در دنیایی که یک غریبه میتواند به صورت مجازی در خانه شما راه برود، معنایی دارد؟ اینجاست که میگویم هوش مصنوعی بیشتر شبیه به یک «خدمتکار مجازی» است که نیمی از مغزش انسانی است که در کشوری دیگر با دستمزدی ناچیز نشسته و کنترل دستگاه را بر عهده دارد.
وقتی شفافیت فدای هایپ و سرمایه میشود
چرا شرکتها اصرار دارند نقش انسان را مخفی کنند؟ جواب ساده است: پول و سرمایهگذارها. اگر سرمایهگذار بفهمد که ربات شما هنوز به یک اپراتور انسانی نیاز دارد، ارزش سهام شرکت پایین میآید. اما این عدم شفافیت عواقب مرگباری دارد. درست مثل تسلا که سیستم «اتوپایلوت» خود را بیش از حد توانش تبلیغ کرد و باعث شد رانندگان بیش از حد به آن اعتماد کنند، که متأسفانه منجر به تصادفات مرگبار و جریمههای میلیون دلاری شد.
در مورد رباتهای انساننما هم همینطور است. اگر ما تصور کنیم این ماشینها کاملاً هوشمند هستند، مسئولیتهای بزرگی را به آنها میسپاریم که هنوز آمادگیاش را ندارند. ما نباید کار پنهان انسانی را با هوش ماشینی اشتباه بگیریم. این یک فریب تکنولوژیک است که میتواند به قیمت از دست رفتن امنیت و حریم خصوصی ما تمام شود.
چگونه در عصر رباتهای انساننما هوشمندانه عمل کنیم؟
شما به عنوان کسی که اخبار هوش مصنوعی را دنبال میکند، باید یاد بگیرید که فراتر از ویدیوهای تبلیغاتی یوتیوب را ببینید. هر وقت ویدیویی از یک ربات دیدید که با ظرافت ظرف میشوید، از خودتان بپرسید: «آیا این ربات واقعاً خودش تصمیم میگیرد یا یک نفر با هدست VR پشت صحنه است؟»
ارزش واقعی هوش مصنوعی در شفافیت آن است. ما باید از شرکتها بخواهیم که دقیقاً مشخص کنند چقدر از کارهای ربات توسط انسان انجام میشود. همچنین، باید نسبت به حریم خصوصی در خانههایمان سختگیرتر باشیم. اجازه ندهید جذابیت تکنولوژی، چشمان شما را روی این واقعیت ببندد که خانههای ما در حال تبدیل شدن به مزارع استخراج دیتا هستند.
سخن پایانی: بازگشت به ارزش کار انسانی
در نهایت، باید به یاد داشته باشیم که هوش مصنوعی بدون ما هیچ است. تمام آن حرکات ظریف و تصمیمات پیچیده، ریشه در تجربه و تلاش هزاران انسانی دارد که پشت صحنه، در سکوت، در حال آموزش این ماشینها هستند. اگر قرار است به سمت آیندهای با رباتهای انساننما حرکت کنیم، این مسیر باید با عدالت برای کارگران و شفافیت برای مصرفکنندگان همراه باشد.
ما نباید اجازه دهیم کار انسانی زیر سایه نام پرزرق و برق «هوش مصنوعی» دفن شود. دفعه بعد که در مورد یک ربات جدید شنیدید، به آن کارگر در شانگهای فکر کنید که هزاران بار یک در را باز و بسته کرد. هوش واقعی، هنوز هم در دستان و ذهنهای ماست، نه در قطعات فلزی. نظر شما چیست؟ آیا حاضر هستید یک ربات را به خانهتان راه دهید، حتی اگر بدانید یک نفر از راه دور ممکن است کنترلش کند؟
منبع:
https://www.technologyreview.com/2026/02/23/1133508/the-human-work-behind-humanoid-robots-is-being-hidden/

مطالب مرتبط