مرورگر هوش مصنوعی Ladybird؛ چگونه کاری چند ماهه در ۲ هفته انجام شد؟

امتیاز دهید post

آخرین بروزرسانی در ۵ اسفند ۱۴۰۴ توسط Dr.Arman

تا به حال به این فکر کرده‌اید که اگر یک دستیار فوق‌هوشمند داشتید که خستگی نمی‌شناخت، پروژه‌های شخصی‌تان را چقدر سریع‌تر پیش می‌بردید؟ دنیای هوش مصنوعی برنامه‌نویسی دقیقاً همین وعده را به ما می‌دهد؛ اما آنچه در پروژه مرورگر لیدی‌برد (Ladybird) اتفاق افتاد، چیزی فراتر از یک ساده‌سازی معمولی بود. تصور کنید قرار است ۲۵ هزار خط کد پیچیده را از یک زبان به زبان دیگر ترجمه کنید، آن هم بدون حتی یک اشتباه کوچک؛ کاری که در حالت عادی ماه‌ها زمان می‌برد، حالا در عرض تنها دو هفته به واقعیت تبدیل شده است.

چرا این جابجایی بزرگ همین حالا اهمیت دارد؟

دنیای وب امروز تشنه امنیت و سرعت است. مرورگرهای مدرن مثل کروم و فایرفاکس غول‌هایی هستند که با میلیون‌ها خط کد C++ ساخته شده‌اند، زبانی که با تمام قدرتش، همیشه با کابوس «امنیت حافظه» دست‌ و پنجه نرم می‌کند. آندریاس کلینگ، بنیان‌گذار پروژه بلندپروازانه لیدی‌برد، به خوبی می‌دانست که برای ساخت یک مرورگر نسل جدید، باید به سراغ زبان Rust برود. اما یک مشکل بزرگ وجود داشت: زمان. بازنویسی موتور جاوا اسکریپت از ابتدا، شبیه به جابجا کردن یک کوه با قاشق چای‌خوری بود.

اینجاست که هوش مصنوعی وارد صحنه می‌شود. ما در دورانی زندگی می‌کنیم که مدل‌های زبانی بزرگ دیگر فقط برای نوشتن ایمیل یا تولید تصاویر فانتزی نیستند. آن‌ها حالا در قلب حساس‌ترین پروژه‌های مهندسی دنیا قرار گرفته‌اند. داستان لیدی‌برد نشان می‌دهد که چطور ترکیب «خلاقیت انسانی» و «دقت ماشینی» می‌تواند مرزهای ممکن را جابجا کند. اگر شما هم عاشق تکنولوژی هستید، این یک مطالعه موردی شگفت‌انگیز از آینده‌ای است که در آن زندگی می‌کنیم.

سفر از دنیای C++ به قلمرو امن Rust

آندریاس کلینگ سال‌ها منتظر ماند تا شاید زبان Swift خارج از اکوسیستم اپل به بلوغ برسد، اما وقتی این اتفاق نیفتاد، او مسیرش را به سمت Rust کج کرد. چرا Rust؟ چون این زبان به شکلی طراحی شده که خطاهای حافظه را قبل از اجرا شناسایی می‌کند. اما انتقال «LibJS» (قلب تپنده لیدی‌برد برای اجرای جاوا اسکریپت) به این زبان جدید، یک چالش فنی عظیم بود. این بخش شامل تحلیل‌گرها (Parsers)، تولیدکننده‌های بایت‌کد و ساختارهای پیچیده درختی است که هر خطای کوچکی در آن‌ها می‌تواند کل مرورگر را از کار بیندازد.

او برای این ماموریت غیرممکن، به سراغ ابزارهای پیشرفته‌ای مثل Claude Code و Codex رفت. اما اشتباه نکنید؛ او فقط یک دکمه را فشار نداد تا هوش مصنوعی همه کارها را انجام دهد. این یک «تولید کد خودکار» نبود، بلکه یک «مهندسی هدایت‌شده» بود. آندریاس مثل یک کارگردان دقیق، صدها پرومپت کوچک و هدفمند نوشت تا هوش مصنوعی را در مسیر درست هدایت کند. او بود که تصمیم می‌گرفت چه بخشی، با چه ترتیبی و با چه ساختاری بازنویسی شود.

جادوی دقت: وقتی خروجی مو نمی‌زند

یکی از هیجان‌انگیزترین بخش‌های این داستان، وسواس آندریاس در مورد دقت کار است. او شرط گذاشته بود که خروجی کد Rust باید «بایت‌به‌بایت» با خروجی کد قدیمی C++ یکسان باشد. این یعنی هوش مصنوعی نه تنها باید کد را ترجمه می‌کرد، بلکه باید دقیقاً همان منطق و رفتاری را بازتولید می‌کرد که سال‌ها برای توسعه‌اش زمان صرف شده بود. این سطح از دقت برای هر کسی که با هوش مصنوعی کار کرده باشد، شبیه به یک معجزه است.

نتیجه چه بود؟ ۲۵ هزار خط کد Rust در عرض ۱۴ روز! آندریاس می‌گوید اگر می‌خواست این کار را به تنهایی و با دست انجام دهد، حداقل چندین ماه طول می‌کشید. اما نکته طلایی اینجاست: هیچ افت کیفیتی رخ نداد. با استفاده از مجموعه‌ تست‌های استاندارد (مثل test262)، آن‌ها تایید کردند که موتور جدید دقیقاً همان نتایجی را تولید می‌کند که موتور قدیمی تولید می‌کرد. این یعنی صفر درصد عقب‌گرد و صد درصد پیشرفت در امنیت.

چرا هوش مصنوعی برنامه‌نویسی یک انتخاب امن است؟

بسیاری از منتقدان هوش مصنوعی می‌گویند که ماشین‌ها اغلب «توهم» می‌زنند و کدهای اشتباه تولید می‌کنند. اما تجربه لیدی‌برد نشان داد که اگر شما یک سیستم تست قوی داشته باشید، هوش مصنوعی به یک ابرقدرت تبدیل می‌شود. وجود یک «منبع حقیقت» (در اینجا همان کدهای قدیمی C++) به مهندسان اجازه داد تا خروجی‌های هوش مصنوعی را لحظه‌به‌لحظه مقایسه و اصلاح کنند. این همان چیزی است که به آن «مهندسی ایجنتی» (Agentic Engineering) می‌گوییم.

در واقع، هوش مصنوعی در اینجا نقش یک مترجم فوق‌سریع را ایفا کرد که یک زبان را به زبان دیگر تبدیل می‌کند، در حالی که مهندس ارشد نظارت دارد که لحن و معنای داستان تغییر نکند. این مدل همکاری نشان می‌دهد که ما نیازی نداریم از هوش مصنوعی بترسیم که جای ما را بگیرد؛ بلکه باید یاد بگیریم چطور از آن به عنوان یک اهرم برای انجام کارهای بزرگتر استفاده کنیم. تصور کنید چقدر پروژه‌ی متن‌باز (Open Source) به دلیل کمبود وقت متروک مانده‌اند و حالا با این روش، جان دوباره‌ای می‌گیرند.

ارزش‌های کاربردی: چطور مثل حرفه‌ای‌ها از AI استفاده کنیم؟

اگر شما هم می‌خواهید در پروژه‌های خود از این قدرت استفاده کنید، چند درس مهم از تجربه لیدی‌برد وجود دارد. اول اینکه، هرگز به هوش مصنوعی اجازه ندهید به صورت کاملاً خودمختار کد بزند. شما باید معمار باشید و هوش مصنوعی بنای شما. دوم، پروژه‌های بزرگ را به قطعات کوچک و قابل تست تقسیم کنید. آندریاس از LibJS شروع کرد چون می‌دانست تست‌های آماده‌ای برای آن وجود دارد که می‌تواند خروجی را چک کند.

نکته سوم این است که روی «فرآیند» تمرکز کنید نه فقط نتیجه. استفاده از صدها پرومپت کوچک نشان می‌دهد که تعامل با هوش مصنوعی یک گفتگو است، نه یک دستور یک‌باره. شما باید به هوش مصنوعی بازخورد بدهید، اشتباهاتش را گوشزد کنید و از او بخواهید سبک خاص شما را دنبال کند. این روش نه تنها سرعت شما را ۱۰ برابر می‌کند، بلکه کیفیت نهایی کار را هم تضمین می‌کند.

نتیجه‌گیری: آینده‌ای که با کد و هوش مصنوعی ساخته می‌شود

داستان بازنویسی لیدی‌برد فقط درباره یک مرورگر یا یک زبان برنامه‌نویسی نیست؛ این داستانی درباره تغییر پارادایم در خلاقیت انسانی است. ما در آستانه عصری هستیم که محدودیت‌های زمانی دیگر مانع ایده‌های بزرگ نخواهند بود. وقتی کاری که باید ماه‌ها طول می‌کشید در دو هفته انجام می‌شود، یعنی پتانسیل نوآوری در جهان چندین برابر شده است.

آندریاس کلینگ ثابت کرد که با کمک هوش مصنوعی برنامه‌نویسی، می‌توان کارهای سنگین و خسته‌کننده را به ماشین سپرد و ذهن انسان را برای تصمیم‌گیری‌های کلان و استراتژیک آزاد نگه داشت. حالا نوبت شماست؛ اگر یک دستیار هوشمند داشتید که می‌توانست هر زبانی را بفهمد و هر کدی را بازنویسی کند، سراغ کدام پروژه قدیمی یا ایده بزرگ می‌رفتید؟ دنیای جدید منتظر کدهای شماست.

منبع:

https://simonwillison.net/2026/Feb/23/ladybird-adopts-rust/#atom-everything

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *