آخرین بروزرسانی در ۵ اسفند ۱۴۰۴ توسط Dr.Arman
تصور کنید سالها زمان و میلیاردها دلار هزینه صرف تربیت یک مغز متفکر کردهاید، اما ناگهان متوجه میشوید رقبایتان با ۲۴ هزار هویت جعلی، در حال دزدیدن قطرهقطره دانش آن هستند. این داستانی است که امروز در صدر اخبار داغ دنیای تکنولوژی قرار گرفته و از یک تقابل بزرگ میان شرکت آنتروپیک و غولهای هوش مصنوعی چین خبر میدهد؛ داستانی که فراتر از یک رقابت ساده، به یک بحران امنیت ملی تبدیل شده است.
چرا این نبرد همین حالا به اوج رسیده است؟
شاید بپرسید چرا این موضوع دقیقاً در این لحظه تا این حد اهمیت پیدا کرده؟ پاسخ در یک کلمه خلاصه میشود: «بقاء». در حالی که دولت ایالات متحده تمام تلاش خود را میکند تا با محدود کردن صادرات تراشههای پیشرفته انویدیا، سرعت رشد هوش مصنوعی در چین را کنترل کند، شرکتهای چینی راه میانبری پیدا کردهاند. آنها به جای ساختن چرخ از ابتدا، به سراغ مدلهای قدرتمندی مثل Claude (محصول شرکت Anthropic) رفتهاند تا به نوعی «مشقهای» او را کپی کنند.
من و شما میدانیم که دنیای AI با سرعت نور حرکت میکند، اما آنچه آنتروپیک فاش کرده، ابعاد جدیدی از این رقابت را نشان میدهد. بحث فقط بر سر یک رقابت تجاری نیست؛ بحث بر سر این است که آیا میتوان با استفاده از هوش مصنوعیِ یک رقیب، او را از میدان به در کرد؟ آنتروپیک معتقد است که سه شرکت پیشرو چینی یعنی DeepSeek، Moonshot AI و MiniMax دقیقاً همین کار را انجام دادهاند.
تکنیک «تقطیر»؛ کپیبرداری هوشمندانه یا سرقت علمی؟
بگذارید کمی صمیمیتر درباره این موضوع حرف بزنیم. در دنیای یادگیری ماشین، مفهومی به نام «Distillation» یا تقطیر وجود دارد. در حالت عادی، این یک روش اخلاقی است؛ یعنی شما یک مدل هوش مصنوعی غولپیکر و سنگین میسازید و بعد از آن برای آموزش دادن به یک مدل کوچکتر و ارزانتر استفاده میکنید تا روی گوشیهای موبایل هم اجرا شود. اما وقتی شما از مدل رقیب برای آموزش مدل خودتان استفاده میکنید، ماجرا کاملاً فرق میکند.
آنتروپیک میگوید این شرکتهای چینی با ایجاد بیش از ۲۴ هزار اکانت جعلی، حدود ۱۶ میلیون تعامل با مدل Claude داشتهاند. آنها سوالات پیچیدهای میپرسیدند تا بفهمند Claude چطور فکر میکند، چطور کدنویسی میکند و چطور مسائل منطقی را حل میکند. سپس پاسخهای Claude را برمیداشتند و به خورد مدلهای خودشان میدادند. این دقیقاً مثل این است که شما تمام تستهای کنکور یک رتبه برتر را بدزدید تا خودتان را برای آزمون آماده کنید!
MiniMax و عملیات غارت در روز روشن
یکی از جالبترین و البته عجیبترین بخشهای این گزارش، مربوط به شرکت MiniMax است. آنتروپیک ادعا میکند که توانسته این شرکت را در حین انجام عملیات مشاهده کند! وقتی آنتروپیک آخرین نسخه از مدل کلود را منتشر کرد، MiniMax ناگهان نیمی از ترافیک خود را به سمت این مدل هدایت کرد تا به سرعت قابلیتهای جدید آن را استخراج کند. آنها حدود ۱۳ میلیون تعامل با هدف یادگیری «کدنویسی عاملمحور» و «استفاده از ابزارها» انجام دادند.
این حجم از استخراج دانش، شما را به فکر فرو نمیبرد؟ این یعنی شرکتهای چینی نه تنها در حال کپیبرداری هستند، بلکه با دقت جراحی، سراغ نقاط قوت کلود رفتهاند. آنها میخواستند بدانند کلود چطور میتواند مثل یک انسان از ابزارهای مختلف برای حل یک پروژه برنامهنویسی استفاده کند و دقیقاً همان الگوها را در مدلهای خودشان کپی کردند.
DeepSeek؛ نابغهای که با میانبر به مقصد رسید؟
اگر شما هم از عاشقان هوش مصنوعی باشید، حتماً نام DeepSeek را شنیدهاید. مدلی که با نام R1 غوغایی به پا کرد و ادعا شد که با هزینهای بسیار ناچیز، میتواند پابهپای مدلهای قدرتمند آمریکایی حرکت کند. اما حالا آنتروپیک میگوید بخشی از این موفقیت مدیون «تقطیر» از کلود بوده است. طبق گزارشها، DeepSeek حدود ۱۵۰ هزار تعامل بسیار باکیفیت را با هدف بهبود منطق بنیادی و البته دور زدن سیاستهای سانسور انجام داده است.
نکته ظریف اینجاست: شرکتهای چینی به دنبال نسخههایی از هوش مصنوعی هستند که با سیاستهای خاص آنها سازگار باشد، اما همچنان قدرت تفکر مدلهای غربی را داشته باشد. آنها از کلود سوال میپرسیدند تا یاد بگیرند چطور میتوان به سوالات حساس سیاسی پاسخ داد، بدون اینکه سیستمهای ایمنی مدل دچار اختلال شود.
امنیت ملی؛ وقتی فیلترها از بین میروند
حالا بیایید به جنبهای نگاه کنیم که شاید کمتر به آن توجه شده است. آنتروپیک هشدار میدهد که این موضوع فقط یک دعوای شرکتی نیست. شرکتهایی مثل آنتروپیک و اوپنایآی، لایههای امنیتی بسیار شدیدی روی مدلهایشان میگذارند تا کسی نتواند از هوش مصنوعی برای ساخت سلاحهای بیولوژیکی یا انجام حملات سایبری استفاده کند.
اما وقتی یک مدل چینی با استفاده از تقطیر ساخته میشود، آن لایههای امنیتی معمولاً به مدل جدید منتقل نمیشوند. این یعنی ما با مدلهایی روبرو خواهیم شد که قدرت تفکر کلود را دارند، اما هیچکدام از فیلترهای اخلاقی و امنیتی آن را ندارند. تصور کنید این قدرت در اختیار گروههای مخرب یا دولتهای تمامخواه برای نظارت جمعی و حملات سایبری قرار بگیرد. ترسناک به نظر میرسد، نه؟
تراشههای انویدیا؛ بنزین روی آتش رقابت
شاید از خودتان بپرسید که چرا آنتروپیک در میانه این دعوا، به بحث تراشهها اشاره کرده است؟ ماجرا این است که برای انجام این حجم عظیم از استخراج داده (۱۶ میلیون تعامل)، شما به قدرت پردازشی فوقالعادهای نیاز دارید. آنتروپیک میگوید همین موضوع ثابت میکند که کنترلهای صادراتی آمریکا باید سختگیرانهتر شود. آنها معتقدند اگر چین به تراشههایی مثل H200 دسترسی نداشته باشد، حتی نمیتواند عملیات تقطیر را در این مقیاس انجام دهد.
این در حالی است که دولت ترامپ اخیراً اجازه صادرات برخی تراشههای پیشرفته را به شرکتهای آمریکایی داده است. منتقدان میگویند این کار دقیقاً مثل این است که به رقیب خود بنزین بدهید تا سریعتر به سمت شما حرکت کند. دیمیتری آلپروویچ، یکی از بنیانگذاران شرکت امنیتی CrowdStrike، میگوید: «حالا دیگر با اطمینان میدانیم که بخشی از پیشرفت سریع هوش مصنوعی چین، از طریق سرقت از مدلهای آمریکایی بوده است.»
چرا این موضوع برای شما به عنوان یک کاربر مهم است؟
احتمالاً فکر میکنید اینها بحثهای کلان مدیریتی است و به کاربر نهایی ربطی ندارد. اما اشتباه نکنید! این اتفاقات مستقیماً روی ابزارهایی که شما هر روز استفاده میکنید تاثیر میگذارد. اگر شرکتها احساس کنند که دسترنجشان به راحتی دزدیده میشود، ممکن است دسترسی به مدلهای متنباز (Open Source) را محدود کنند یا دیوارهای امنیتی را چنان بلند کنند که کار با هوش مصنوعی برای من و شما سختتر و گرانتر شود.
از طرف دیگر، این رقابت باعث میشود که مدلهای چینی با سرعت عجیبی پیشرفت کنند و به زودی نسخههایی را ببینیم که حتی از ChatGPT و Claude هم در کدنویسی بهتر عمل میکنند. این برای ما به عنوان مصرفکننده جذاب است، اما به شرطی که بدانیم این قدرت در دست چه کسی است و با چه هدفی ساخته شده است.
گام بعدی چیست؟ فراخوان برای یک واکنش هماهنگ
آنتروپیک اعلام کرده که به تنهایی نمیتواند جلوی این حملات را بگیرد. آنها خواستار یک «واکنش هماهنگ» در سراسر صنعت هوش مصنوعی، ارائهدهندگان خدمات ابری و سیاستگذاران شدهاند. آنها در حال توسعه سیستمهای دفاعی جدیدی هستند که تشخیص دهد آیا یک کاربر در حال استفاده معمولی است یا در حال «دزدیدن دانش» برای آموزش یک مدل دیگر.
در نهایت، ما در آستانه عصر جدیدی هستیم که در آن «داده» دیگر تنها دارایی ارزشمند نیست، بلکه «نحوه استدلال» و «منطق ماشین» است که دزدیده میشود. این نبرد نشان داد که حتی اگر مرزها را ببندید و تراشهها را محدود کنید، مغزهای دیجیتالی راه خود را برای نفوذ پیدا میکنند.
سخن پایانی: آیا راه برگشتی هست؟
به همان سوال اول برگردیم؛ آیا چین در حال سرقت مغز کلود است؟ شواهد آنتروپیک نشان میدهد که پاسخ به احتمال زیاد «بله» است. اما در دنیای تکنولوژی، مرز بین کپیبرداری و الهام گرفتن همیشه باریک بوده است. حالا باید منتظر ماند و دید که آیا غولهای چینی پاسخی برای این اتهامات دارند یا با انتشار مدلهای قدرتمندتر، عملاً حرف آنتروپیک را تایید میکنند.
شما چه فکر میکنید؟ آیا این نوع کپیبرداری را یک حرکت هوشمندانه برای شکستن انحصار آمریکا میدانید یا یک سرقت غیرقانونی که امنیت جهان را به خطر میاندازد؟ نظرات خود را با ما در میان بگذارید، چرا که این تازه شروع یک ماراتن طولانی در دنیای هوش مصنوعی است.
منبع:
Anthropic accuses Chinese AI labs of mining Claude as US debates AI chip exports

مطالب مرتبط