آخرین بروزرسانی در ۱۴ دی ۱۴۰۴ توسط Dr.Arman
بیا با هم روراست باشیم؛ آخرین باری که از شنیدن اخبار انتشار یک مدل جدید هوش مصنوعی واقعاً هیجانزده شدی و تپش قلبت بالا رفت، کی بود؟ آیا هنوز هم وقتی گوگل یا OpenAI از پروژههای جدیدشان رونمایی میکنند، آن برق همیشگی را در چشمانت میبینی یا حس میکنی کمی از جادوی این تکنولوژی کم شده است؟ حقیقت این است که شاید همهی ما شبیه بچههای لوسی شدهایم که در شب کریسمس، آنقدر اسباببازی دورمان ریخته که دیگر هیچکدام ذوقزدهمان نمیکند؛ اما واقعیت ماجرا عمیقتر از این حرفهاست.
هوش مصنوعی بدون شک یکی از خیرهکنندهترین فناوریهایی است که در دهههای اخیر ظهور کرده، اما در عین حال، انگار به نقطهای رسیدهایم که باید بپرسیم: «خب، که چی؟» این سوال اصلاً به معنای نادیده گرفتن قدرت AI نیست، بلکه واکنشی است به کوه یخی از انتظارات که حالا در حال ذوب شدن است. ما در دورانی زندگی میکنیم که هیاهو (Hype) به اوج خود رسیده و حالا زمان آن است که کمی به عقب برگردیم، نفسی تازه کنیم و ببینیم واقعاً کجای کار هستیم.
وقتی هیجان جای خود را به واقعیت میدهد
در چند سال گذشته، طوری به ما فروخته شد که انگار هوش مصنوعی قرار است تا همین فردا صبح بحران تغییرات اقلیمی را حل کند، هوش او در حد انسان شود و ما را برای همیشه از شر کار کردن خلاص کند. اما وقتی چشم باز کردیم، به جای مدینه فاضله، با انبوهی از «محتواهای زرد هوش مصنوعی» (AI Slop)، چتباتهایی که گاهی دچار توهم میشوند و ابزارهایی روبرو شدیم که اصرار دارند به ما کمک کنند تا ایمیلهای اداری بهتری بنویسیم.
این تضاد بین «وعده» و «واقعیت»، هسته اصلی چیزی است که امروز به آن «تصحیح هیاهو» یا Hype Correction میگوییم. ما باید قبول کنیم که هوش مصنوعی هنوز جذابترین موضوع دنیاست، اما وقت آن رسیده که انتظاراتمان را بازنشانی کنیم. وقتی آن حس اولیه «واو!» فرو مینشیند، چه چیزی برای ما باقی میماند؟ آیا این تکنولوژی ارزش هزینههای هنگفت مالی و زیستمحیطی که برایش میشود را دارد؟ اینها سوالاتی است که باید از خودمان بپرسیم.
وعدههای بزرگ در برابر نتایج کوچک
سام آلتمن را احتمالاً میشناسی؛ مرد شماره یک تبلیغات هوش مصنوعی که همیشه با کلماتی جسورانه از آینده حرف میزند. اما وقتی دقیقتر به حرفهای او و دیگر بزرگان این حوزه نگاه میکنیم، میبینیم که حباب هوش مصنوعی شاید بزرگتر از آن چیزی باشد که فکر میکردیم. الکس هیت، تحلیلگر دنیای تکنولوژی، معتقد است که ما در حال تجربه یک حباب هستیم و باید به شدت مراقب نشانههای ترک خوردن آن باشیم.
یکی از بزرگترین ادعاها این بود که هوش مصنوعی کلاسهای خاصی از مشاغل را به طور کامل حذف میکند. مثلاً میگفتند اگر ChatGPT میتواند در آزمون وکالت قبول شود، پس حتماً جای وکلا را میگیرد. اما حقیقت این است که هنوز چنین اتفاقی نیفتاده و شاید هیچوقت هم نیفتد. هوش مصنوعی میتواند کمکدست باشد، اما تبدیل شدن به یک وکیل تمامعیار که پیچیدگیهای انسانی و اخلاقی را درک کند؟ هنوز خیلی دور از ذهن است.
افسانه جایگزینی انسان؛ از وکلا تا برنامهنویسان
در دنیای کدنویسی هم وضعیت مشابهی حکمفرماست. بسیاری فکر میکردند هوش مصنوعی پایان عصر برنامهنویسان خواهد بود. اما وقتی عمیقتر نگاه میکنیم، میبینیم که هیئت منصفه هنوز در حال بررسی است. هوش مصنوعی شاید بتواند کدهای ساده بنویسد، اما وقتی به پروژههای کلان و منطقهای پیچیده میرسیم، هنوز لنگ میزند.
حتی در حوزههای علمی مثل کشف مواد جدید، که یکی از بزرگترین امیدهای ما برای حل مشکلات اقلیمی است، هنوز کارهای واقعی زیادی باقی مانده است. قبل از اینکه هوش مصنوعی بتواند در کشف مواد به لحظه «انفجار ChatGPT» برسد، دانشمندان باید زیرساختهای بسیار سخت و پیچیدهای را فراهم کنند. در واقع، هوش مصنوعی جادو نیست؛ بلکه ابزاری است که به زیرساخت و دقت انسانی نیاز دارد.
ایمنی هوش مصنوعی؛ آیا کابوس نابودی به پایان رسیده؟
یادت هست که پارسال چقدر درباره «پایان جهان به دست رباتها» حرف زده میشد؟ عدهای بودند که شبها از ترس هوش مصنوعی فوقهوشمند خوابشان نمیبرد. اما حالا که هیجانها کمی فروکش کرده، حتی همان آدمهای نگران (Doomers) هم کمی آرامتر شدهاند. نه به خاطر اینکه خطر کاملاً رفع شده، بلکه چون فهمیدهایم که هنوز با آن هوش وحشتناک فاصله زیادی داریم.
مارگارت میچل، یکی از پژوهشگران برجسته، به ما یادآوری میکند که تمرکز بیش از حد روی هیاهوی «هوش مصنوعی مولد» (Generative AI) باعث شده تا دستاوردهای واقعی و ارزشمند دیگر در دنیای AI را نادیده بگیریم. هوش مصنوعی قبل از ChatGPT هم وجود داشت و بعد از آن هم خواهد بود. نباید اجازه دهیم تبلیغات براق، چشم ما را روی پیشرفتهای واقعی که میتوانند زندگی ما را بهتر کنند، ببندد.
چگونه در عصر «پساهیاهو» هوشمندانه عمل کنیم؟
حالا که فهمیدیم هوش مصنوعی قرار نیست در یک چشم به هم زدن تمام مشکلات جهان را حل کند، باید چه کار کنیم؟ اولین قدم این است که به عنوان یک علاقهمند به تکنولوژی، یاد بگیریم چطور سره را از ناسره تشخیص دهیم. به جای اینکه هر بار با معرفی یک مدل جدید ذوقزده شویم، باید بپرسیم: «این مدل واقعاً چه گرهی از کار من باز میکند؟»
داستان واقعی این است که «اپلیکیشنهای قاتل» (Killer Apps) – یعنی همان ابزارهایی که واقعاً زندگی را زیر و رو میکنند – هنوز در راه هستند. سرمایهگذاریهای میلیاردی که امروز میبینی، در واقع شرطبندی روی آن آینده است. ما الان در شروع مرحله «پساهیاهو» هستیم. در این مرحله، انتظارات به سطح منطقی برمیگردند و کارهای سخت و واقعی شروع میشوند. این دقیقاً همان زمانی است که فرصتهای واقعی برای یادگیری و رشد ایجاد میشوند.
سخن پایانی؛ نفسی تازه کنیم
هوش مصنوعی جایی نمیرود؛ این تکنولوژی ماندگار است. اما هیاهویی که اطراف آن را گرفته بود، نمیتوانست تا ابد ادامه پیدا کند. اینکه رویاهایی که به ما فروختهاند هنوز تعبیر نشدهاند، نباید باعث ناامیدی شود. برعکس، این یک فرصت است تا با دیدی بازتر و واقعبینانهتر به این ابزار نگاه کنیم.
بیا کمی به خودمان استراحت بدهیم و از این مسابقه بیپایان برای «اولین بودن در استفاده از هر ابزار جدید» دست بکشیم. هوش مصنوعی یک ابزار است، نه یک معجزه. نظر تو چیست؟ آیا تو هم حس میکنی وقت آن رسیده که با نگاهی نقادانهتر به این تکنولوژی نگاه کنیم یا فکر میکنی هنوز بهترین روزهای هیجانانگیز AI پیش روی ماست؟ نظراتت را با ما به اشتراک بگذار و بگو کدام بخش از وعدههای هوش مصنوعی برای تو بیشتر از همه ناامیدکننده بوده است.
منبع:
https://www.technologyreview.com/2025/12/16/1129946/why-its-time-to-reset-our-expectations-for-ai/

مطالب مرتبط